پث‌وایز

نقطه‌های عطف تاریخ جهان (Turning Points in History) · درس ۳ از ۱۲ · ۱۲ دقیقه

امپراتوری‌ها و شبکه‌ی راه‌های ارتباطی (Empires & Road Networks)

جعبه‌ابزاری رو بشناس که باعث شد یه حکومت بتونه میلیون‌ها غریبه رو تو چند هزار کیلومتر اداره کنه، با مثال اصلی شاهنشاهی هخامنشی؛ و تمرین کن منبع‌ها رو با هم بسنجی.

قبلش

قدرت تا جایی می‌رسید که پای پیاده می‌رسید

دولت‌های درس ۲ بیشتر شهر و پادشاهی‌های کوچیک بودن. خبر با سرعت آدم پیاده می‌رفت، یعنی روزی حدود ۳۰ کیلومتر. یه پادشاه می‌تونست سرزمین‌های دور رو بگیره، ولی همین که لشکرش برمی‌گشت، مردم اونجا دیگه خراج نمی‌دادن. امپراتوری‌های قبلی، مثل آشوری‌ها، بیشتر با ترس سر پا بودن: شهرهای ویران و کوچ دادن اجباری کل یه جمعیت.

ترس جواب می‌ده، ولی گرونه. هر ایالت پادگان می‌خواد، هر پادگان غذا می‌خواد، و نفرت روی هم جمع می‌شه تا امپراتوری ترک برداره. آشور آخرهای قرن هفتم قبل از میلاد خیلی سریع فروپاشید.

چی عوض شد

امپراتوری‌ای که برای اداره شدن ساخته شد

امپراتوری یعنی یه حکومت روی چندین قوم، زبان و دین. حدود ۵۵۰ قبل از میلاد کوروش شاهنشاهی هخامنشی رو پایه گذاشت و یه نسل بعد، زمان داریوش، این سرزمین از درّه‌ی سند تا دریای اژه و مصر می‌رسید: بزرگ‌ترین دولتی که دنیا تا اون موقع دیده بود. چیزی که حدود دو قرن نگهش داشت، بیشتر از فتح، سیستمی بود که بعدش ساخته شد.

معروف‌ترین تیکه‌ش جاده‌ی شاهی بود: حدود ۲۵۰۰ کیلومتر از شوش تو خوزستان امروز تا سارد نزدیک ساحل اژه، با ایستگاه‌های نگهبان‌دار که تقریباً یه روز راه با هم فاصله داشتن.

خودت رو امتحان کن

شیرین می‌گه جاده‌ی شاهی بیشتر برای کمک به تاجرها ساخته شد. کدوم ویژگی نشون می‌ده هدف اولش حکومت‌داری بوده؟

  1. سر راهش تا شوش از چند تا شهر تجاری ثروتمند رد می‌شد
  2. ایستگاه‌های پرسنل‌دار با اسب تازه‌نفس که برای پیک‌های شاه آماده بود
  3. تاجرها و مسافرهای معمولی هم ازش استفاده می‌کردن
  4. خیلی طولانی بود و جاده‌ی طولانی رو فقط پادشاه‌ها می‌سازن
جواب رو ببین

ایستگاه‌های پرسنل‌دار با اسب تازه‌نفس که برای پیک‌های شاه آماده بود

آره. آماده نگه‌داشتن اسب و سوار تو هر ایستگاه خرج داره و فقط یه مشتری داره: دربار. تجارت هم سود برد، ولی به‌عنوان اثر جانبی.

جعبه‌ابزار امپراتوری

  1. جاده و پیک‌های نوبتی

    پیام از یه سوار به سوار تازه‌نفس بعدی می‌رسه، شب و روز. هخامنشی‌ها چاپار سواره داشتن؛ هرودوت، نویسنده‌ی یونانی، تعجب کرده بود که نه برف جلوشون رو می‌گیره نه گرما.

  2. ایالت و بازرس

    سرزمین به ایالت‌هایی تقسیم می‌شه با فرماندارهایی به اسم ساتراپ (شهربان)، اغلب با یه فرمانده‌ی نظامی جدا، و بازرس‌های شاهی که مستقیم به شاه گزارش می‌دن.

  3. پول استاندارد و خراج ثابت

    سکه حدود ۶۰۰ قبل از میلاد تو لیدیه، غرب آناتولی، اختراع شده بود. داریوش یه سکه‌ی طلای استاندارد زد به اسم دریک، و به‌جای غارت بی‌حساب، برای هر ایالت یه خراج سالانه‌ی مشخص تعیین کرد.

  4. یه زبان اداری

    نامه‌های رسمی از مصر تا آسیای میانه به آرامی نوشته می‌شد، مهم نبود مردم تو خونه به چه زبونی حرف می‌زنن.

  5. کاری به زندگی محلی نداشته باش

    مردم زیر فرمان خدایان، قانون‌ها و بزرگ‌های خودشون رو نگه می‌داشتن، به شرطی که خراج بدن و وفادار بمونن.

شوش تا سارد                ≈ ۲۵۰۰ کیلومتر

پیاده (به گفته‌ی هرودوت)    ≈ ۹۰ روز
  ۲۵۰۰ ÷ ۹۰ روز            ≈ روزی ۲۸ کیلومتر

چاپار شاهی                ≈ ۷ تا ۹ روز
  ۲۵۰۰ ÷ ۹ روز             ≈ روزی ۲۸۰ کیلومتر

خروجی

چاپار حدود ۱۰ برابر سریع‌تر از مسافر پیاده‌ست.

شاهی که خبر یه شورش رو به‌جای سه ماه تو نُه روز می‌شنوه، می‌تونه قبل از اینکه پخش بشه جواب بده. سرعت خبر یه‌جور قدرته. تا قبل از راه‌آهن و تلگراف، هیچ‌چی روی خشکی خیلی از این‌جور پیک نوبتی جلو نزد.

خودت رو امتحان کن

هر مشکل یه امپراتوری بزرگ رو به ابزاری که جوابشه وصل کن

جواب رو ببین
  • خبر شورش چند ماه طول می‌کشه تا برسه → پیک‌های نوبتی روی یه جاده‌ی نگهداری‌شده
  • یه فرماندار زیادی قدرتمند می‌شه → فرمانده‌ی نظامی جدا و بازرس شاهی
  • هر منطقه یه‌جور وزن می‌کنه و یه‌جور پول می‌ده → سکه‌ی استاندارد و خراج ثابت
  • مأمورها نامه‌ی همدیگه رو نمی‌تونن بخونن → یه زبان اداری مشترک

دو راه برای نگه‌داشتن مردم فتح‌شده

حکومت با ترس

ویران کن، کوچ بده، پادگان بذار. مقاومت رو زود می‌شکنه، ولی گرونه و مردم رو منتظر فرصت شورش نگه می‌ده.

حکومت با معامله

معبدت، رسم‌هات و بزرگ‌های محلیت سر جاشون؛ خراجت رو بده و سربازت رو بفرست. ارزون‌تر و باثبات‌تره. ولی هنوز هم امپراتوریه: خراج سنگین بود، و شورش‌های مصر، بابل و ایونیه با زور سرکوب شدن.

خودت رو امتحان کن

اینکه مردم فتح‌شده خدایان و قانون‌های خودشون رو نگه داشتن، نگه داشتن امپراتوری هخامنشی رو ارزون‌تر می‌کرد، نه ضعیف‌تر.

جواب رو ببین

درست

درسته. مدارا اینجا قبل از هر چیز کشورداری خوب بود: مردمی که خدایان و رسم‌هاشون سر جاشه دلیل کمتری برای شورش دارن، پس امپراتوری پادگان و لشکرکشی سرکوب کمتری لازم داره. نسبت به کوچ‌های اجباری دسته‌جمعی قبلش واقعاً یه قدم به جلو بود، و می‌شه تحسینش کرد بدون اینکه وانمود کنیم یه باور قرن بیست‌ویکمی به حقوق بشر بوده. سنجیدن گذشته با گزینه‌هایی که خودش داشت، یه مهارت اصلی تاریخیه.

همون جعبه‌ابزار، جاهای دیگه

| امپراتوری | رسوندن پیام | یکسان کردن چیزها |

|---|---|---|

| موریا تو هند، قرن ۳ ق.م | جاده‌ی شاهی با استراحتگاه | فرمان‌های آشوکا روی ستون‌های سنگی |

| چین دوره‌ی کین و هان، از ۲۲۱ ق.م | جاده‌ی پستی و ایستگاه پیک | یه خط، یه وزن، یه عرض محور گاری |

| روم، تا حدود ۴۰۰ میلادی | جاده‌ی سنگفرش و پیک دولتی | یه قانون و یه سکه |

| اینکا، قرن ۱۵ میلادی | جاده‌ی کوهستانی با دونده‌های نوبتی | ثبت حساب با نخ گره‌دار، بدون خط |

خودت رو امتحان کن

  1. ایران، ۵۰۰ قبل از میلاد: سوارها پیام شاه رو تو یه جاده‌ی نگهبان‌دار، ایستگاه به ایستگاه دست‌به‌دست می‌کنن.
  2. اینکاها تو کوه‌های آند، ۱۴۵۰ میلادی، بدون هیچ ارتباطی با اوراسیا، بدون اسب و بدون خط: دونده‌ها پیام رو تو یه جاده‌ی نگهبان‌دار، کلبه به کلبه دست‌به‌دست می‌کنن.

این دو مورد کنار هم چی رو نشون می‌دن؟

  1. اینکاها حتماً این فکر رو از ایران گرفتن
  2. اداره کردن تو فاصله‌ی زیاد، امپراتوری‌های بی‌ربط به هم رو به راه‌حل‌های شبیه می‌رسونه
  3. پیک نوبتی فقط تو منطقه‌ی کوهستانی جواب می‌ده
جواب رو ببین

اداره کردن تو فاصله‌ی زیاد، امپراتوری‌های بی‌ربط به هم رو به راه‌حل‌های شبیه می‌رسونه

درسته. مثل کشاورزی تو درس ۱، یه مشکل یکسان تو جاهایی که هیچ‌وقت همدیگه رو ندیدن جواب‌های شبیه می‌سازه. این یه الگوئه، نه تصادف و نه تقلید.

بعدش چی شد، و از کجا می‌دونیم

  • صلح و جاده‌ی امن تو یه منطقه‌ی خیلی بزرگ گذاشت کالا، محصول و فکر سفر کنه. درس ۴ از همین‌جا ادامه می‌ده.
  • یه پیامد ناخواسته: جاده‌ای که برای سوارهای شاه ساخته شده، مهاجم رو هم همون‌قدر خوب می‌رسونه. لشکر اسکندر حدود ۳۳۰ قبل از میلاد با استفاده از همین شبکه‌ی جاده، تو حدود ده سال کل امپراتوری رو گرفت.
  • سه جور منبع داریم: هرودوت، یه یونانی بیرونی که برای یونانی‌ها می‌نوشت؛ کتیبه‌های شاهی مثل بیستون، که داریوش داستان خودش رو توش تعریف می‌کنه؛ و هزاران لوح تخت‌جمشید، پرونده‌های خشک اداری درباره‌ی جیره و مجوز سفر.
  • اون خشک‌ها اغلب از همه قابل‌اعتمادترن، چون هیچ‌کس ننوشتشون که کسی رو تحت تأثیر بذاره.

خودت رو امتحان کن

نگار می‌خواد بدونه کارگرهایی که تخت‌جمشید رو ساختن واقعاً چطور مزد می‌گرفتن. برای این سؤال به کدوم منبع بیشتر باید اعتماد کنه؟

  1. لوح‌های اداری که غله و شراب تحویلی به گروه‌های کاری مشخص رو ثبت کردن
  2. کتیبه‌های شاهی داریوش، چون شاه امپراتوری خودش رو بهتر از همه می‌شناخت
  3. هرودوت، چون معروف‌ترین تاریخ‌نویس باستانه
  4. هر سه به یه اندازه، چون همه‌شون باستانی‌ان
جواب رو ببین

لوح‌های اداری که غله و شراب تحویلی به گروه‌های کاری مشخص رو ثبت کردن

آره. لیست جیره برای حساب‌وکتاب داخلی نوشته شده، نزدیک به خود ماجرا و بدون مخاطبی که بخوان قانعش کنن. برای این سؤال، از یه قصه‌گوی خارجی و از تصویری که شاه از خودش ساخته قوی‌ترن.

مرور درس

  • مشکل اصلی هر امپراتوری فاصله و تفاوته: مردم جورواجور، دور از هم.
  • جواب هخامنشی‌ها یه سیستم بود: جاده و چاپار، ایالت با بازرس، سکه و خراج استاندارد، یه زبان اداری مشترک، و کاری نداشتن به رسم‌های محلی.
  • مدارا کشورداری عملی بود، یه پیشرفت واقعی نسبت به حکومت با ترس، و نباید لباس یه فکر مدرن تنش کرد.
  • هند، چین، روم و اینکا هم به ابزارهای شبیه رسیدن، چون مشکل یکسان جواب شبیه می‌طلبه.
  • منبع رو با این بسنج که کی نوشته و چرا؛ پرونده‌ی اداری ساده خیلی وقت‌ها از داستان پرشکوه قوی‌تره.

فقط نخونش، نگهش دار

پث‌وایز هر ایده رو درست قبل از اینکه فراموشش کنی با یه سؤال کوتاه برمی‌گردونه. رایگان روی اندروید و وب، به فارسی و انگلیسی.

Cafe Bazaar Myket باز کردن نسخه‌ی وب

همه‌ی درس‌های این دوره

  1. انقلاب کشاورزی (Agricultural Revolution)
  2. خط و اولین دولت‌ها
  3. امپراتوری‌ها و شبکه‌ی راه‌های ارتباطی (Empires & Road Networks)
  4. جاده‌های ابریشم
  5. کاغذ و ماشین چاپ
  6. مبادله‌ی کلمبی
  7. انقلاب علمی (Scientific Revolution)
  8. انقلاب صنعتی (Industrial Revolution)
  9. عصر انقلاب‌های سیاسی و حقوق شهروندی (Age of Political Revolutions)
  10. برق، نفت و تولید انبوه (Mass Production)
  11. دو جنگ جهانی و یه نظم تازه
  12. انقلاب دیجیتال و تشخیص نقطه‌های عطف تاریخ (The Digital Revolution)