پث‌وایز

پرامپت‌نویسی برای هوش مصنوعی (Prompt Engineering) · درس ۱۱ از ۱۲ · ۱۲ دقیقه

یاد گرفتن هر چیزی، سریع‌تر

دستیار رو تبدیل کن به یه معلم خصوصی: توضیحی که دقیقاً به سطح خودت بخوره، یه آزمون که سؤال‌ها رو یکی‌یکی ازت بپرسه، و راهی برای پیدا کردن حفره‌ی فهمت، قبل از این‌که امتحان پیداش کنه.

حرکت اول

از چیزی که بلدی شروع کن

«فلان چیز رو توضیح بده» یه ادامه‌ی محتمل داره: همون پاراگراف استاندارد دایرة‌المعارفی که برای هیچ‌کس نوشته نشده. به‌جاش سه تا چیز بگو: چی رو از قبل می‌فهمی، دقیقاً کجا رشته از دستت در رفت، و چی رو امتحان کردی. اون‌وقت توضیح مجبوره از قدم تو شروع کنه، نه از قدم یک.

این هم کمک می‌کنه که یه حوزه‌ای که واردشی رو اسم ببری: «من پرستارم، با یه مثال از بیمارستان توضیحش بده.» تشبیهی که روی چیزی ساخته بشه که از قبل تو سرت داری، نصف کار رو انجام می‌ده.

یه موضوع، دوتا درخواست

پرامپت ضعیف

«بهره‌ی مرکب رو توضیح بده.»

تعریف رو می‌گیری، فرمول رو، و یه مثال با عددهایی که هیچ معنی‌ای برات ندارن. این رو قبلاً خوندی. مشکل هم دقیقاً همین بود.

پرامپت بهتر

«درصد رو خوب بلدم. چیزی که نمی‌فهمم اینه که چرا بهره‌ی مرکب اولش این‌قدر کُند رشد می‌کنه و بعد یهو تند. یه حساب پس‌انداز رو سال‌به‌سال برای ۱۰ سال بهم نشون بده، بدون فرمول، و انگشتت رو بذار روی سالی که ورق برمی‌گرده.»

یه ابهام مشخص، یه شکل مشخص، یه مثالی که می‌تونی روی کاغذ دنبالش کنی.

خودت رو امتحان کن

پویا سه بار پرسیده «p-value رو توضیح بده» و هر بار همون پاراگراف کتاب درسی رو گرفته. کدوم حرکت واقعاً از گیر درش میاره؟

  1. بار چهارم بپرسه، ولی اضافه کنه «جوری توضیح بده که انگار پنج سالمه»
  2. همون سؤال رو از یه دستیار دیگه بپرسه و دوتا توضیح رو مقایسه کنه
  3. دقیقاً بگه کدوم جمله گیجش می‌کنه و فقط همون بخش رو با مثال شیر یا خط بخواد
  4. ازش بخواد نقش یه استاد دانشگاهی آمار با سی سال سابقه‌ی تدریس رو بازی کنه و بعد دوباره توضیح بده
جواب رو ببین

دقیقاً بگه کدوم جمله گیجش می‌کنه و فقط همون بخش رو با مثال شیر یا خط بخواد

آره. سؤال تکراری همون‌جور جوابی می‌گیره. وقتی دقیقاً بگه کجا رشته از دستش در می‌ره، جواب «مناسب» دیگه اون پاراگراف نیست.

حرکت دوم

کاری کن اون ازت بپرسه

خوندن یه توضیح حس یاد گرفتن می‌ده. وقتی ازت می‌پرسن سخت‌تره، و نکته دقیقاً همینه. بیرون کشیدن یه چیز از حافظه‌ی خودت اون رو برای بعد در دسترس نگه می‌داره، خیلی بیشتر از دوباره خوندنش. به این می‌گن تمرین بازیابی (retrieval practice) و یکی از محکم‌ترین یافته‌های پژوهش درباره‌ی درس خوندنه.

یه دستور تعیین می‌کنه این کار جواب بده یا نه: هر بار یه سؤال، و منتظر جوابم بمون. بدون این، ده تا سؤال با ده تا جواب زیرش می‌گیری و فقط یه صفحه‌ی دیگه خوندی.

دارم چرخه‌ی آب رو برای امتحان هفته‌ی بعد می‌خونم. ازم سؤال بپرس.
قانون‌ها:
- هر بار یه سؤال، بعد منتظر جوابم بمون.
- سؤال‌های کوتاه حفظی رو با سؤال‌های «چرا» قاطی کن.
- بعد از هر جواب بگو چیش درست بود و چیش جا افتاد، بعد سؤال بعدی رو بپرس.
- بعد از ۱۰ سؤال بگو کدوم ۲ تا چیز رو باید دوباره بخونم.

خروجی

سؤال ۱ از ۱۰: آب از دریا بیرون می‌ره و بعداً به شکل بارون روی خشکی می‌باره، گاهی صدها کیلومتر اون‌طرف‌تر. چی اون رو از یه جا به جای دیگه می‌بره؟

جوابت رو بنویس تا قبل از سؤال بعدی بگم چی جا افتاده.

قانون آخر همونیه که آدم‌ها ردش می‌کنن. یه لیست کوتاه از نقطه‌ضعف‌هات آخر کار از هر نمره‌ای باارزش‌تره.

خودت رو امتحان کن

سه بار خوندن یه توضیح واضح، استفاده‌ی بهتری از یه ساعته تا یه بار خوندنش و بعد آزمون دادن ازش.

جواب رو ببین

نادرست

دوباره خوندن حس مؤثر بودن می‌ده چون متن هر بار راحت‌تر می‌شه، ولی این آشنا بودنه، نه به خاطر سپردن. وقتی ازت می‌پرسن مجبوری خودت مطلب رو تولید کنی، و همین باعث می‌شه سر بزنگاه یادت بیاد. یه بار بخون، بعد آزمون بده.

حرکت سوم

تکنیک فاینمن (Feynman Technique): خودت توضیح بده تا نقاط ضعف مشخص بشن

سریع‌ترین راه برای پیدا کردن شکاف‌های یادگیری اینه که مبحث رو به زبان خودت توضیح بدی (تکنیک فاینمن). نسخه‌ی خودت رو با همون کلمه‌های دست‌وپاشکسته‌ی خودت تایپ کن و بپرس: چی غلط بود، چی جا افتاد، و کجا مبهم حرف زدم؟ «مبهم» از همه به‌دردبخورتره. جمله‌ای که شل نوشتیش تقریباً همیشه همون‌جاییه که واقعاً دنبالش رو نگرفتی.

به این معمولاً می‌گن تکنیک فاینمن، به اسم اون فیزیک‌دان: اگه نتونی با زبون ساده بگیش، یعنی هنوز نفهمیدیش.

می‌خوام تورم رو با زبون خودم توضیح بدم. باهام تعارف نکن. بگو:
۱. چی از نظر واقعیت غلطه،
۲. چه چیز مهمی رو جا انداختم،
۳. کدوم جمله‌م مبهم بود و احتمالاً داشتم یه سردرگمی رو قایم می‌کردم.

توضیح من: تورم یعنی دولت پول چاپ می‌کنه، پس قیمت‌ها بالا می‌ره و حقوقت کمتر می‌خره.

خروجی

۱. تا حدی غلط: چاپ پول یکی از دلیل‌های ممکنه، نه تعریف تورم. تورم یعنی بالا رفتن عمومی قیمت‌ها در طول زمان؛ از بالا رفتن هزینه‌ها یا پیشی گرفتن تقاضا از عرضه هم می‌تونه بیاد.
۲. جا افتاده: تورم یه نرخه که تو یه بازه اندازه گرفته می‌شه، معمولاً یه سال. «قیمت‌ها بالا رفت» تا وقتی نگی چقدر و تو چه مدت، هنوز تورم نیست.
۳. مبهم: «حقوقت کمتر می‌خره» حس درستیه که قدمش جا افتاده. اگه قیمت‌ها بالا بره و حقوقت نه، با همون پول چیز کمتری می‌خری.

سه دقیقه تایپ، سه تا حفره. دومی از اون‌هاییه که بی‌سروصدا جواب امتحان رو خراب می‌کنه.

خودت رو امتحان کن

الهام یه ساعت تا امتحان زیست وقت داره. کدوم‌ها واقعاً امتحانش می‌کنن و کدوم‌ها فقط حس مفید بودن می‌دن؟

  • نوشتن جواب از حفظ و بعد چک کردنش
  • یه بار دیگه خوندن جزوه‌ی هایلایت‌شده
  • توضیح فرایند با زبون خودش و بعد پرسیدن این‌که چی جا انداخته
  • خواستن یه خلاصه‌ی مرتب و دو بار خوندنش
  • این‌که ۱۰ تا سؤال، یکی‌یکی، ازش پرسیده بشه
  • خوشگل‌تر کردن خلاصه با رنگ
جواب رو ببین

واقعاً امتحانت می‌کنه: نوشتن جواب از حفظ و بعد چک کردنش, توضیح فرایند با زبون خودش و بعد پرسیدن این‌که چی جا انداخته, این‌که ۱۰ تا سؤال، یکی‌یکی، ازش پرسیده بشه

فقط حسش رو می‌ده: یه بار دیگه خوندن جزوه‌ی هایلایت‌شده, خواستن یه خلاصه‌ی مرتب و دو بار خوندنش, خوشگل‌تر کردن خلاصه با رنگ

خودت رو امتحان کن

هر چیزی که می‌خوای رو به دستوری که بهت می‌دتش وصل کن

جواب رو ببین
  • توضیحی که به سطح خودت بخوره → «این چیزیه که بلدم و این‌جا بود که گم شدم.»
  • چیزی که فردا هم یادت باشه → «ازم سؤال بپرس، هر بار یکی، و منتظر جوابم بمون.»
  • پیدا کردن نقطه‌های کور خودت → «من توضیح می‌دم. تو بگو چی غلطه، چی جا افتاده، کجا مبهم بودم.»
  • جوابی که درس خودت قبول داره → «فقط از فصلی که چسبوندم استفاده کن. از بیرونش چیزی اضافه نکن.»

یه جلسه‌ی ۲۵ دقیقه‌ای روی یه موضوع

  1. دقیقه‌ی ۰ تا ۳ · بگو کجایی

    «دارم فلان چیز رو می‌خونم. الف و ب رو می‌فهمم. سر ج گیر کردم. فقط ج رو توضیح بده، با یه مثال از زندگی روزمره.»

  2. دقیقه‌ی ۳ تا ۸ · یه بار بخونش، بعد ببندش

    یه بار. دوباره خوندن همون‌جاییه که ساعت بی‌سروصدا دود می‌شه.

  3. دقیقه‌ی ۸ تا ۱۳ · خودت توضیحش بده

    نسخه‌ی خودت رو از حفظ تایپ کن و بپرس چی غلطه، چی جا افتاده، کجا مبهم بودی. حفره‌ها رو پر کن.

  4. دقیقه‌ی ۱۳ تا ۲۲ · آزمون بده

    ده تا سؤال، یکی‌یکی، بعد از هر کدوم بازخورد. سؤال حفظی رو با «چرا» قاطی کن.

  5. دقیقه‌ی ۲۲ تا ۲۵ · دو تا نقطه‌ضعف رو بنویس

    بپرس کدوم دو تا چیز یه نگاه دیگه لازم دارن، و بذارشون اول جلسه‌ی فردا.

خودت رو امتحان کن

مریم داره یاد می‌گیره ترازنامه‌ی شیرینی‌فروشیش رو بخونه. یه توضیح می‌خواد، دو بار می‌خوندش و حس می‌کنه فهمیده. قبل از این‌که نتیجه بگیره یاد گرفته، چی‌کار کنه؟

  1. یه توضیح طولانی‌تر و با جزئیات بیشتر بخواد
  2. ببندش، توضیح خودش از معنی هر بخش رو بنویسه و بپرسه چیش غلط بوده
  3. از دستیار بپرسه درست فهمیده یا نه
  4. همون توضیح رو یه بار دیگه با یه مثال متفاوت بخواد تا مطمئن بشه بار اول درست بوده
جواب رو ببین

ببندش، توضیح خودش از معنی هر بخش رو بنویسه و بپرسه چیش غلط بوده

آره. وقتی متن جلوت باشه، حس «فهمیدم» راحت‌ترین چیز دنیاست. تولید کردنش از حافظه آزمون واقعیه، و هر چی نتونه تولید کنه دقیقاً همونیه که باید بخونه.

مرور درس

  • بگو چی رو بلدی و دقیقاً کجا گم شدی، تا توضیح از قدم خودت شروع بشه.
  • کاری کن ازت سؤال بپرسه: هر بار یه سؤال، منتظر جواب بمونه، بعد از هر کدوم بازخورد، آخرش نقطه‌ضعف‌ها.
  • مطلب رو با زبون خودت براش توضیح بده و بپرس چی غلطه، چی جا افتاده، کجا مبهم بودی.
  • برای درس دانشگاه یا مدرسه، جزوه‌ی خودت رو بچسبون و از همون بخون؛ هر جا با دستیار اختلاف داشت، مطلب خودت برنده‌ست.

فقط نخونش، نگهش دار

پث‌وایز هر ایده رو درست قبل از اینکه فراموشش کنی با یه سؤال کوتاه برمی‌گردونه. رایگان روی اندروید و وب، به فارسی و انگلیسی.

Cafe Bazaar Myket باز کردن نسخه‌ی وب

همه‌ی درس‌های این دوره

  1. کارش حدس زدن کلمه‌ی بعدیه
  2. همه‌چی به کانتکست برمی‌گرده
  3. چرا از خودش می‌بافه
  4. چهار تکه: نقش، زمینه، کار، قالب
  5. فقط نگو، نشون بده
  6. محدودیت بذار، قدم‌به‌قدم بهترش کن
  7. کار بزرگ رو تکه‌تکه کن
  8. هم بذار مدل خودش استدلالش رو بازبینی کنه، هم خودت راستی‌آزماییش کن
  9. کار با متن طولانی
  10. نوشتن و ویرایش با هوش مصنوعی
  11. یاد گرفتن هر چیزی، سریع‌تر
  12. کتابخونه‌ی پرامپت‌هات و حواس‌جمع موندن