نقشه خود زمین نیست
رزومه، نظر کاربرها، برنامه و بودجه همه نقشهان: سادهشدههای مفیدی که یه چیزایی رو جا میندازن. یاد میگیری ببینی هر نقشه چی رو حذف کرده و قبل از تصمیم بزرگ خود زمین رو چک کنی.
نقشه خود واقعیت نیست (The Map Is Not The Territory)
هر توصیفی از واقعیت یه تصویر سادهشده ازشه، نه خودش. این جمله از آلفرد کورزیبسکیه که تو دههی ۱۹۳۰ نوشت ما چقدر راحت کلمهها و تصویرهامون رو با دنیایی که توصیفش میکنن قاطی میکنیم. نقشه دقیقاً به این خاطر بهدردبخوره که یه چیزایی رو حذف کرده. دردسر از جایی شروع میشه که یادت بره حذف کرده.
نقشهی شهر خیابونها رو نشون میده، نه چالهها رو، نه بوها رو، نه اینکه امروز یه خیابون بستهست. نقشه رو هنوز لازم داری. فقط وقتی با جاده جور درنمیاد، با جاده بحث نمیکنی.
همهجا نقشهست
بیشتر چیزایی که از روشون تصمیم میگیری نقشهان
تو خیلی کم خود زمین رو مستقیم میبینی. رزومه رو میبینی، نه روز کاری اون آدم رو. امتیاز ۴٫۶ رو میبینی، نه گوشیای که یه سال تو دستت بوده. طرح کسبوکار رو میبینی، نه مشتریها رو. آگهی استخدام رو میبینی، نه تیم رو. هر کدوم رو یکی ساخته، با یه هدف، و انتخاب کرده چی رو نشون بده.
رزومه نقشهایه که خود طرف از خودش کشیده تا به مصاحبه برسه. این دروغش نمیکنه. فقط بهت میگه چه جور چیزایی رو جا میندازه.
خودت رو امتحان کن
ندا بین دوتا گوشی مونده. یکی از ۳ هزار خریدار ۴٫۷ گرفته، اون یکی ۴٫۳. میخواد بدون خوندن چیز دیگهای اولی رو سفارش بده. این نقشه چه چیز مهمی رو برای ندا جا انداخته؟
- هیچی: ۳ هزار تا امتیاز نمونهی بزرگیه و نمونهی بزرگ برای تصمیم کافیه
- اینکه خریدارها چی براشون مهم بوده و کِی به گوشی امتیاز دادن
- امتیاز احتمالاً خریداری شده، پس باید بیخیال ستارهها بشه و رو قیمت انتخاب کنه
- تعداد دقیق رأیهای پنجستاره
جواب رو ببین
اینکه خریدارها چی براشون مهم بوده و کِی به گوشی امتیاز دادن
آره. میانگین، هزارتا آدم و لحظهی مختلف رو تو یه عدد فشرده میکنه. بیشتر حس روزهای اول رو نشون میده، ولی برای ندا سال دوم مهمه.
مسیریاب و خیابون بسته
مسیریاب میگه بپیچ چپ. جلوت یه مانعه و یه بیل مکانیکی. هیچکس ادامه نمیده. به چشمت اعتماد میکنی و برنامه هم مسیر رو عوض میکنه. ولی با بقیهی نقشهها اینقدر عاقل نیستیم: اکسل میگه کسبوکار سود میده، پس نمیبینیم که کسی نمیخره. جایی که این تشبیه جواب نمیده: خیابون بسته تو چشمه. تو بیشتر تصمیمها زمین جلوت مانع نمیذاره. خودت باید بری نگاه کنی.
یه خونه، دو تا نما
آگهی (نقشه)
۷۵ متر، بازسازیشده، نورگیر، ۱۰ دقیقه تا مترو. شیش تا عکس واید که سر ظهر گرفته شده. نوشتهی کسی که میخواد همین هفته اجارهش بده.
بازدید (زمین)
اون ۱۰ دقیقه برای کسیه که تند راه میره و به چراغقرمز نمیخوره. اتاقخواب رو به خیابونیه که شبها پرسروصداست. فشار آب طبقهی چهارم کمه. همسایهها هم خیلی خوبن.
خودت رو امتحان کن
نقشهست یا زمین؟
- صفحهی یه شرکت دربارهی «فرهنگ صمیمی و منعطفش»
- نصف روز نشستن کنار تیم قبل از قبول کردن کار
- بودجهی ماهانهت تو یه فایل اکسل
- صورتحساب بانکیت آخر ماه
- خلاصهای که دوستت از یه قرارداد بهت میگه
- ساعت ۱۰ شب تو خونه وایسادن و گوش دادن
جواب رو ببین
نقشه: صفحهی یه شرکت دربارهی «فرهنگ صمیمی و منعطفش», بودجهی ماهانهت تو یه فایل اکسل, خلاصهای که دوستت از یه قرارداد بهت میگه
زمین: نصف روز نشستن کنار تیم قبل از قبول کردن کار, صورتحساب بانکیت آخر ماه, ساعت ۱۰ شب تو خونه وایسادن و گوش دادن
سه تا سؤال برای هر نقشه
- کی کشیدتش و چرا؟
فروشنده، متقاضی کار، یه طرفدار، یا خود امیدوار تو تو فروردین پارسال. هدف سازنده بهت میگه نقشه به کدوم طرف کجه.
- مجبور بوده چی رو حذف کنه؟
هر نقشه برای اینکه خوندنی بشه جزئیات رو میریزه دور. رزومه نمیگه طرف با اختلاف چطور کنار میاد. برنامه هر چیزی رو که موقع نوشتنش هنوز اتفاق نیفتاده بود نداره.
- ارزونترین نگاه به خود زمین چیه؟
یه بازدید تو یه ساعت دیگه. یه تماس با یه کارمند قبلی. فروختن به پنج تا مشتری واقعی قبل از اینکه هزارتا چاپ کنی. هر چی تصمیم بزرگتر و برگشتش سختتر باشه، این قدم بیشتر میارزه.
خودت رو امتحان کن
کاوه برای فروشگاه اینترنتیش یه برنامهی دقیق ۱۲ ماهه نوشته. ماه سوم فروشش یکسوم چیزیه که تو برنامه اومده. کار عاقلانه اینه که به برنامه بچسبه، چون موقع نوشتنش حسابی فکر کرده بود.
جواب رو ببین
نادرست
برنامه نقشهایه که قبل از سفر کشیده شده. سه ماه فروش واقعی خود زمینه. وقتی با هم نمیخونن، اونی که باید از نو کشیده بشه برنامهست. زیاد فکر کردن اول کار از چیزی که واقعاً اتفاق افتاده مهمتر نیست.
خودت رو امتحان کن
شیرین یه پیشنهاد کار داره. تو آگهی نوشته بود «ساعت کاری منعطف و رشد سریع». مصاحبه هم خوب پیش رفت. یه هفته وقت داره جواب بده. کدوم قدم بهترین استفاده از این درسه؟
- با دو نفر از تیم دربارهی یه هفتهی معمولی حرف بزنه و ببینه آدمها چقدر میمونن
- همین الان قبول کنه: آگهی و مصاحبه با هم جور درمیان
- ردش کنه، چون آگهیهای استخدام همیشه اغراق میکنن و مصاحبه هم یه نمایشه
- آگهی رو دوباره خط به خط بخونه تا نشونههای پنهانش رو پیدا کنه و بفهمه کار واقعاً چه شکلیه
جواب رو ببین
با دو نفر از تیم دربارهی یه هفتهی معمولی حرف بزنه و ببینه آدمها چقدر میمونن
درسته. آگهی و مصاحبه دو تا نقشهان که یه طرف کشیده. حرف زدن با تیم و اینکه آدمها چقدر میمونن، یه نگاه ارزون به خود زمینه.
خودت رو امتحان کن
هر نقشه رو به چیزی که معمولاً جا میندازه وصل کن
جواب رو ببین
- رزومه → رفتار طرف وقتی زیر فشاره
- امتیاز ستارهای → وضع جنس بعد از یه سال
- آگهی خونه → سروصدای شب و پیادهروی واقعی تا مترو
- طرح کسبوکار → اینکه مشتری واقعی پول میده یا نه
مرور درس
- هر رزومه، نظر، برنامه و بودجه یه نقشهست: یه سادهسازی مفید که یکی با یه هدف ساخته.
- سه تا چیز بپرس: کی کشیده و چرا، چی رو مجبور بوده حذف کنه، و ارزونترین نگاه به خود زمین چیه.
- وقتی نقشه و زمین با هم نمیخونن، نقشه رو بهروز کن.
- از اونور هم نیفت: حس خودت هم یه نقشهست.