پث‌وایز

مدل‌های ذهنی: شفاف فکر کن، بهتر تصمیم بگیر (Mental Models) · درس ۱۱ از ۱۲ · ۱۲ دقیقه

هزینه‌ی فرصت (Opportunity Cost)

قیمت واقعی هر چیزی، بهترین گزینه‌ی بعدیه که به‌خاطرش ول کردی؛ هم پول، هم ساعت. یاد می‌گیری بپرسی «به‌جای چی؟» و اون «نه»ی بی‌صدا رو که تو هر «آره» هست ببینی.

هزینه‌ی فرصت (Opportunity Cost)

مدل ذهنی

ارزش بهترین گزینه‌ی بعدیای که ول کردی تا این یکی رو انجام بدی. نه همه‌ی چیزایی که ول کردی، نه یه گزینه‌ی خیالی بی‌نقص: همون یه گزینه‌ی بهتری که واقعاً جلوت بود و برنداشتیش. چون یه مبلغ و یه ساعت فقط به یه جا می‌ره، تو هر «آره» یه «نه»ی بی‌صدا هست.

یه کارگاه رایگان سه‌ساعته رایگان نیست. قیمتش بهترین استفاده‌ی دیگه از اون سه ساعته: یه پیاده‌روی طولانی، یه شب روی پروژه‌ی خودت، یا خوابی که از قبل هم کمش داشتی.

نسرین می‌خواد یخچال بخره.

گزینه‌ی الف: فروشگاه ده دقیقه اون‌ورتر      ۱۸ میلیون
گزینه‌ی ب: انبار اون‌سر شهر              ۱۶ میلیون و ۵۰۰
   رفت و برگشت:                            ۳ ساعت
   بنزین و پارکینگ:                        ۲۰۰ هزار

پولی که با انتخاب ب صرفه‌جویی می‌شه:
   ۱۸ میلیون − ۱۶٫۵ میلیون − ۲۰۰ هزار = ۱ میلیون و ۳۰۰
وقتی که براش می‌ده:                        ۳ ساعت

یعنی گزینه‌ی ب ساعتی حدود ۴۳۰ هزار تومن بهش می‌ده.

خروجی

اگه هر ساعت از اون سه ساعت نسرین براش بیشتر از ۴۳۰ هزار می‌ارزه،
فروشگاه نزدیک ارزون‌تره، با اینکه قیمتش بالاتره.
اگه کمتر می‌ارزه، انبار برنده‌ست. هر دو جواب قبوله؛
مهم اینه که مقایسه کرد، نه اینکه فقط قیمت‌ها رو خوند.

عددها فقط مثاله. روش کلیه: هر «صرفه‌جویی»ای که وقت ازت می‌گیره یه دستمزد ساعتی تو خودش قایم کرده، و تو ده ثانیه می‌شه درش آورد.

خودت رو امتحان کن

کاوه فروشگاه اینترنتیش رو تنهایی می‌گردونه و هفته‌ای حدود شیش ساعت حساب‌وکتابش رو خودش انجام می‌ده. یه حسابدار در ازای یه دستمزد انجامش می‌ده. هزینه‌ی فرصت چی می‌گه؟

  1. خودش انجام بده: پول دادن به یکی دیگه خرج اضافه‌ایه که می‌تونه نده
  2. حسابدار بگیره، چون کار متخصص همیشه می‌ارزه
  3. اون شیش ساعت رو با چیزی که جای دیگه درمیاره قیمت‌گذاری کنه، بعد با دستمزد مقایسه کنه
  4. نصفش رو خودش بکنه و نصفش رو بسپره
جواب رو ببین

اون شیش ساعت رو با چیزی که جای دیگه درمیاره قیمت‌گذاری کنه، بعد با دستمزد مقایسه کنه

آره. کاری که خودش می‌کنه مجانی نیست، شیش ساعت خرج داره. اگه شیش ساعت کار روی مشتری‌ها یا محصول جدید بیشتر از دستمزد حسابدار بیاره، خودش انجام دادن گزینه‌ی گرونه.

تو هر تصمیم دو تا هزینه هست

هزینه‌ای که می‌بینی

عدد روی برچسب، فاکتور، دستمزد. نوشته شده، پس همونیه که همه سرش بحث می‌کنن. نصفه‌ی راحت ماجراست و معمولاً نصفه‌ی کوچیک‌تر.

هزینه‌ای که نمی‌بینی

اینکه اون پول یا اون وقت وگرنه چی می‌شد. هیچ‌کس بابت شنبه‌ای که گذاشتی، یا کلاسی که نرفتی چون پولش جای دیگه رفت، برات فاکتور نمی‌فرسته. به همون اندازه واقعیه و خیلی وقتا بزرگ‌تر.

اون «نه»ی پنهان

هزینه‌ی فرصت (Opportunity Cost)

وقتی جلسه‌ی پنج‌شنبه‌شب رو قبول می‌کنی، یه ساعت به هفته‌ت اضافه نمی‌کنی. داری از یه چیز دیگه کمش می‌کنی. مشکل اینه که «آره» مشخصه و «نه» مبهمه، پس «آره» همیشه بهتر به نظر میاد. درستش کن: اون «نه» رو مشخص کن. «آره به این یعنی نه به چی، دقیقاً؟»

رامین بیشتر هفته‌ها یه لطف کوچیک به یه همکار می‌کنه. همون رامین می‌گه وقت نداره اون مدرکی که همه‌ش ازش حرف می‌زنه رو بگیره. این دوتا یه جمله‌ان که دو بار گفته شده.

خودت رو امتحان کن

هر «آره» رو به «نه»ی بی‌صدایی که توشه وصل کن

جواب رو ببین
  • آره به یه کار دوم آخر هفته → نه به استراحت و به وقت با خانواده
  • آره به ماشینی درست لب سقف بودجه‌ت → نه به یه پس‌انداز پشتیبان برای ماه بد
  • آره به پروژه‌ای که کل سال طول می‌کشه → نه به هر پروژه‌ی دیگه‌ای تو این سال
  • آره به یه ساعت گوشی چرخوندن قبل خواب → نه به یه ساعت خواب یا کتاب خوندن

چطور ملموسش کنی

  • با بهترین گزینه‌ی واقعی بعدی مقایسه کن، نه با هیچی و نه با یه خیال. «به‌جای چی؟» کل این مدله تو دو تا کلمه.
  • هر دو طرف رو با یه واحد بسنج: پول با پول، ساعت با ساعت. مقایسه‌های قاطی همون‌جاییه که آدم خودش رو گول می‌زنه.
  • برای وقت یادت باشه هفته ثابته. تعهد جدید هیچ‌وقت به هفته اضافه نمی‌شه؛ از یه چیزی که توش هست کم می‌شه.
  • تعهدهای تکرارشونده بیشترین دقت رو می‌خوان، چون سالی حدود پنجاه بار همون هزینه‌ی فرصت رو ازت می‌گیرن.

خودت رو امتحان کن

به گلناز یه بلیت مجانی همایش دوروزه تو یه شهر دیگه پیشنهاد شده. گلناز می‌گه بلیت اون هزینه‌ای نیست که مهمه، و اون دو روز رو با چیزی که وگرنه تو اون دو روز بود مقایسه می‌کنه. این روش درست سنجیدنشه.

جواب رو ببین

درست

آره. بلیت مجانیه؛ اون دو روز و سفرش نه. قیمتشون هر چیزیه که وگرنه تو اون روزها بود: کار، استراحت، آدم‌هایی که کم می‌بینتشون. اگه همایش از اونا بهتره، می‌ره. «مجانیه» از اولم دلیل نبود، نه برای رفتن نه برای نرفتن.

خودت رو امتحان کن

سحر دو تا پیشنهاد کار داره. الف حقوق خوبی می‌ده و هفته‌ای حدود ۵۰ ساعت می‌خواد. ب کمتر می‌ده و حدود ۴۰ ساعت. کدوم مقایسه درست از هزینه‌ی فرصت استفاده می‌کنه؟

  1. الف، چون پول بیشتر بهتره و ساعت‌ها هم در طول زمان سر به سر می‌شن
  2. بپرسه اون ۱۰ ساعت اضافه‌ی هر هفته وگرنه چی توش بود
  3. ب، چون ساعت کمتر بهتره و پول همه‌چی نیست
  4. بپرسه کدوم شرکت اسم بهتری داره
جواب رو ببین

بپرسه اون ۱۰ ساعت اضافه‌ی هر هفته وگرنه چی توش بود

درسته. اون ده ساعت قیمت واقعی اون اضافه‌حقوقه: سالی حدود ۵۰۰ ساعت. وقتی اسم یه چیز واقعی روش بذاری، یه کلاس شبانه، وقت خواب بچه‌ها، یه پروژه‌ی شخصی، سؤال جواب پیدا می‌کنه.

روال «به‌جای چی؟»

  1. بهترین گزینه‌ی بعدی رو بلند اسم ببر

    نه «یه چیز دیگه». خود اون چیز: اون یکی خونه، کلاس شبانه، دو ساعت خواب، مشتری‌ای که بهش زنگ می‌زدی.

  2. هر دو طرف رو با یه واحد قیمت بزن

    پول با پول، ساعت با ساعت. اگه یه طرف پوله و اون یکی وقت، وقت رو سرانگشتی به پول تبدیل کن، یا پول رو به ساعت‌های کار خودت.

  3. ببین تکرار می‌شه یا نه

    یه چیز یه‌باره یه بار ازت می‌گیره. یه تعهد هفتگی سالی حدود پنجاه بار، و بیشتر خسارت همون‌جاست.

  4. تصمیم بگیر و دیگه بازش نکن

    وقتی با اسم بردن گزینه‌ی جایگزین انتخاب کردی، چیزی که ول کردی خرج شده. همون هزینه‌ی از دست رفته‌ی درس ۸ه، و مرور دوباره‌ش برش نمی‌گردونه.

خودت رو امتحان کن

  1. بهار: «شهریه‌ی باشگاه ماهی یه مبلغ کمه، پس تقریباً مجانیه.»
  2. بهار: «شهریه ماهی یه مبلغ کمه، به‌علاوه‌ی چهل دقیقه رفت‌وآمد برای هر جلسه. هفته‌ای سه جلسه می‌شه دو ساعت، و این دوتا تنها شب‌های خالی منن.»

نسخه‌ی دوم چی رو اضافه کرد؟

  1. یه شهریه‌ی دقیق‌تر
  2. قیمت واقعی، که معلوم شد بیشترش وقته نه پول
  3. یه دلیل برای کنسل کردن عضویت
  4. نظر بقیه‌ی اعضای باشگاه
جواب رو ببین

قیمت واقعی، که معلوم شد بیشترش وقته نه پول

آره، و دقت کن که هنوز هیچ تصمیمی نگرفته. فقط داره کل قیمت رو می‌بینه. شاید حالا یه باشگاه بیست دقیقه نزدیک‌تر ارزش پول بیشتر رو داشته باشه.

مرور درس

  • هزینه‌ی واقعی هر چیزی، بهترین گزینه‌ی بعدیه که به‌خاطرش ول کردی، نه عدد روی برچسب.
  • بپرس «به‌جای چی؟» و گزینه‌ی جایگزین رو مشخص اسم ببر، وگرنه «آره» همیشه از «نه» بهتر به نظر میاد.
  • چیزهای مجانی وقتی ساعت ازت می‌گیرن مجانی نیستن، و صرفه‌جویی‌هایی که وقت می‌برن یه دستمزد ساعتی دارن که می‌تونی حسابش کنی.
  • هفته ثابته: تعهد جدید از یه چیزی کم می‌شه، و تعهد هفتگی سالی حدود پنجاه بار ازت می‌گیره.
  • هر ساعتت رو بهینه نکن، و با یه جایگزین خیالی که اصلاً انتخابش نمی‌کردی مقایسه نکن.

فقط نخونش، نگهش دار

پث‌وایز هر ایده رو درست قبل از اینکه فراموشش کنی با یه سؤال کوتاه برمی‌گردونه. رایگان روی اندروید و وب، به فارسی و انگلیسی.

Cafe Bazaar Myket باز کردن نسخه‌ی وب

همه‌ی درس‌های این دوره

  1. نقشه خود زمین نیست
  2. فکر کردن از پایه
  3. دایره‌ی صلاحیت
  4. نرخ پایه
  5. ارزش مورد انتظار (Expected Value)
  6. فکر کردن مرتبه‌ی دوم
  7. سوگیری تأیید (Confirmation Bias)
  8. هزینه‌ی از دست رفته
  9. سوگیری در دسترس بودن (Availability Heuristic) و بازماندگی
  10. وارونه فکر کردن
  11. هزینه‌ی فرصت (Opportunity Cost)
  12. جعبه‌ابزار تصمیم‌گیریت