پث‌وایز

فلسفه برای زندگی روزمره (Everyday Philosophy) · درس ۴ از ۱۲ · ۱۲ دقیقه

رواقیون: چی دست خودته

یه نگرانی رو به «دست منه» و «دست من نیست» تقسیم کن، قضاوتی رو که واقعاً ناراحتت می‌کنه پیدا کن، و دوتا عادت رواقی رو روی یه روز بد معمولی به کار ببر.

این مکتب

رواقیون کی بودن

مکتب رواقی حدود ۳۰۰ سال پیش از میلاد تو آتن با زنون رواقی (زنون کیتیونی) شروع شد، که زیر یه رواق نقاشی‌شده درس می‌داد. اسم مکتب هم از همون رواق (به یونانی Stoa) اومده. رواقی‌هایی که امروز بیشتر می‌خونیمشون رومی‌ان: سنکا، سیاستمداری که نامه‌های نصیحت‌آمیز می‌نوشت؛ اپیکتتوس، برده‌ای که آزاد شد و معلم شد؛ و مارکوس اورلیوس، امپراتوری که یادداشت‌های شخصیش رو امروز «تأملات» می‌نامیم.

اینکه یه برده و یه امپراتور سراغ ایده‌های یکسان رفتن بخشی از جذابیتشه: رواقیون ادعا می‌کردن توصیه‌هاشون تو هر شرایطی جواب می‌ده.

دوگانه‌ی کنترل (Dichotomy of Control)

ایده · رواقی‌گری

اپیکتتوس دفترچه‌ی راهنماش، «اِنکیریدیون»، رو با تقسیم چیزها به دو دسته شروع می‌کنه. دست ما: قضاوت‌ها، انتخاب‌ها، خواستن‌ها و پرهیزهامون؛ کاری که با ذهن خودمون می‌کنیم. دست ما نیست: بدن، دارایی، آبرو و مقام، و هر چیز دیگه‌ای بیرون از ما. آدم رواقی تلاش و امیدش رو می‌ذاره روی دسته‌ی اول و دسته‌ی دوم رو با آرامش می‌پذیره.

دست تو نیست که اون کار رو بهت بدن یا نه. دست توئه که چقدر خوب آماده بشی و تو مصاحبه چطور با آدم‌ها رفتار کنی.

خودت رو امتحان کن

صبا یکشنبه مصاحبه‌ی کاری داره. نگرانی‌هاش رو همون‌جوری دسته‌بندی کن که اپیکتتوس می‌کرد.

  • چند ساعت جواب دادن به سؤال‌ها رو تمرین کنه
  • یه کاندیدای دیگه تجربه‌ی بیشتری داشته باشه یا نه
  • حال مصاحبه‌کننده اون روز خوب باشه یا نه
  • درباره‌ی یه وقفه تو رزومه‌ش صادق باشه
  • اگه انتخاب نشد، به خودش چی بگه
  • شرکت ماه بعد استخدام رو متوقف کنه یا نه
جواب رو ببین

دست خودشه: چند ساعت جواب دادن به سؤال‌ها رو تمرین کنه, درباره‌ی یه وقفه تو رزومه‌ش صادق باشه, اگه انتخاب نشد، به خودش چی بگه

دست خودش نیست: یه کاندیدای دیگه تجربه‌ی بیشتری داشته باشه یا نه, حال مصاحبه‌کننده اون روز خوب باشه یا نه, شرکت ماه بعد استخدام رو متوقف کنه یا نه

حرکت اصلی

قضاوته که ناراحتت می‌کنه

اپیکتتوس می‌گفت چیزی که آدم‌ها رو آشفته می‌کنه خود اتفاق‌ها نیستن، بلکه قضاوتشون درباره‌ی اون اتفاق‌هاست. یه چیزی پیش میاد، بعد تو یه داستان بهش اضافه می‌کنی: «این فاجعه‌ست»، «این توهینه»، «یعنی من یه بازنده‌م». اون داستان همون بخشیه که دست توئه.

پیشگامان درمان شناختی‌رفتاری (CBT)، که یه درمان امروزی و خوب‌مطالعه‌شده برای اضطراب و افسردگیه، دقیقاً برای همین ایده از اپیکتتوس به عنوان الهام‌بخش اسم بردن؛ از همه صریح‌تر آلبرت الیس.

اتفاق:     امید ساعت ۱۰ صبح یه پیشنهاد برای مدیرش می‌فرسته.
           تا ساعت ۶ عصر جوابی نیومده.

قضاوت:    «ازش متنفره. فکر می‌کنه من به درد نمی‌خورم.
            هیچ‌وقت اینجا ترفیع نمی‌گیرم.»
حس:        دل‌پیچه، شام از گلوش پایین نمی‌ره.

بررسی رواقی:
  واقعاً چی شده؟            هنوز جوابی نیومده.
  من چی اضافه کردم؟         متنفره، به درد نخور، ترفیع نمی‌گیرم.
  چی دست منه؟               کیفیت پیشنهاد (انجامش دادم)،
                            یه پیگیری مؤدبانه فردا،
                            کاری که امشب با وقتم می‌کنم.

خروجی

قضاوت بازنویسی‌شده:
«هنوز نمی‌دونم نظرش چیه. سهم خودم رو خوب انجام دادم.
 فردا پیگیری می‌کنم.»

واقعیت‌ها عوض نشدن. شبش عوض شد.

کماندار

رواقیون زندگی خوب رو به تیر انداختن یه کماندار تشبیه می‌کردن. تمرین، نشونه‌گیری و رها کردن تیر دست کمانداره. وقتی تیر از کمون جدا شد، یه باد ناگهانی دیگه دست اون نیست. هدفش خوب تیر انداختنه؛ خوردن به هدف خوش‌آینده ولی دست اون نیست. جایی که این تشبیه جواب نمی‌ده: تو زندگی واقعی خیلی چیزها هست که تا حدی روشون اثر داری، مثل سلامتیت یا یه دوستی. رواقی‌ها می‌گفتن: هدفت رو همون بخشی بذار که دست خودته، و نتیجه رو سفت نچسب.

خودت رو امتحان کن

نگار داره برای کنکور می‌خونه و هر بار به رتبه‌ش فکر می‌کنه دستپاچه می‌شه. یه رواقی چه هدفی بهش پیشنهاد می‌ده؟

  1. «هدفم رتبه‌ی زیر هزاره و هر چی کمتر از اون شکسته.»
  2. «هدفم: روزی شیش ساعت درس با تمرکز و یه جلسه‌ی آروم. رتبه هر چی شد، شد.»
  3. «رتبه شانسیه، پس سخت خوندن فایده نداره.»
  4. «دیگه اصلاً به کنکور اهمیت نمی‌دم که هر اتفاقی افتاد، ناامید نشم و غصه نخورم.»
جواب رو ببین

«هدفم: روزی شیش ساعت درس با تمرکز و یه جلسه‌ی آروم. رتبه هر چی شد، شد.»

آره. هنوز رتبه‌ی خوب می‌خواد، ولی هدفش رو گذاشته روی بخشی که دست خودشه: درس خوندن و اینکه اون روز چطور رفتار کنه. این همون کمانداریه که خوب نشونه می‌گیره.

یه عادت رواقی

تمرین سختی‌ها از قبل

سنکا توصیه می‌کرد از قبل به چیزهایی که ممکنه خراب بشن فکر کنی: از دست دادن، بیماری، به‌هم خوردن یه برنامه. نه برای اینکه اضطراب رو بیشتر کنی، بلکه برای اینکه شکست‌ها مثل شوک نرسن، و قدر چیزهایی رو که داری تا وقتی داریشون بدونی. نویسنده‌های بعدی به این گفتن «پیش‌اندیشی بدی‌ها» (Premeditatio Malorum).

کاوه قبل از سفر دو دقیقه تصور می‌کنه پروازش کنسل شده. شماره‌ی ایرلاین رو ذخیره می‌کنه و شارژر رو تو کوله‌ی دستی می‌ذاره. اگه واقعاً پیش بیاد، کلافه می‌شه، ولی به‌هم نمی‌ریزه.

خودت رو امتحان کن

پدر حمید فوت کرده. حمید اگه رواقی خوبی باشه، باید سعی کنه هیچی حس نکنه.

جواب رو ببین

نادرست

غلطه. این رایج‌ترین برداشت اشتباه از رواقی‌گریه. رواقیون می‌خواستن از احساس‌هایی رها باشن که روی قضاوت‌های غلط ساخته شدن، مثل خشم شدید سر یه توهین کوچیک. سنکا برای آدم‌های داغدار نامه‌ی تسلیت می‌نوشت و سوگ رو طبیعی می‌دونست؛ هشدارش این بود که سوگ همه‌چیز رو نگیره، نه اینکه حسش نکنی. اون معنای امروزی «رواقی» یعنی قایم کردن همه‌ی احساس‌ها، ایده‌ی باستانی نیست.

مرور شبانه‌ی سنکا

  1. آخر روز، به عقب نگاه کن

    سنکا تعریف می‌کنه که هر شب بعد از خاموش شدن چراغ روزش رو مرور می‌کرد. دو سه دقیقه کافیه.

  2. بپرس چی خوب پیش رفت

    کجا همون‌جوری رفتار کردم که می‌خوام؟

  3. بپرس چی بد پیش رفت، بدون شلوغ‌کاری

    کجا سر چیزی که دست من نبود به‌هم ریختم؟ چه قضاوتی اضافه کردم؟

  4. یه چیز برای فردا انتخاب کن

    لحن سنکا مهربون ولی صادقه. به خودش می‌گه: «حواست باشه دیگه این کار رو نکنی؛ این بار می‌بخشمت.»

خودت رو امتحان کن

هر رواقی رو به چیزی که بهش معروفه وصل کن

جواب رو ببین
  • زنون رواقی → این مکتب رو تو آتن بنیان گذاشت
  • اپیکتتوس → برده‌ی آزادشده‌ای که دوگانه‌ی کنترل رو درس می‌داد
  • سنکا → سیاستمداری که نامه‌های نصیحت‌آمیز می‌نوشت
  • مارکوس اورلیوس → امپراتوری که یادداشت‌های شخصیش شد «تأملات»

مرور درس

  • اپیکتتوس چیزها رو تقسیم کرد به دست ما (قضاوت‌ها، انتخاب‌ها) و دست ما نیست (هر چیز بیرونی).
  • بخش زیادی از ناراحتی ما از قضاوتیه که به اتفاق اضافه می‌کنیم، و عوض کردن اون قضاوت دست خودمونه.
  • هدفت رو بخشی بذار که دست توئه، مثل کمانداری که خوب نشونه می‌گیره، و نتیجه رو سفت نچسب.
  • رواقیون نمی‌خواستن هیچی حس نکنن؛ می‌خواستن از احساس‌هایی دور باشن که روی قضاوت غلط ساخته شدن.
  • نقد اصلی: «دست من نیست» می‌تونه به پذیرفتن چیزی برسه که باید عوض بشه.

فقط نخونش، نگهش دار

پث‌وایز هر ایده رو درست قبل از اینکه فراموشش کنی با یه سؤال کوتاه برمی‌گردونه. رایگان روی اندروید و وب، به فارسی و انگلیسی.

Cafe Bazaar Myket باز کردن نسخه‌ی وب

همه‌ی درس‌های این دوره

  1. مثل سقراط سؤال بپرس
  2. یه استدلال بساز
  3. مغالطه‌های رایج
  4. رواقیون: چی دست خودته
  5. اپیکور و زندگی ساده
  6. ارسطو: منش و حد وسط
  7. سنجیدن با نتیجه
  8. وظیفه و کانت
  9. موردهای سخت
  10. می‌تونستی جور دیگه‌ای رفتار کنی؟
  11. معنا بدون دفترچه‌ی راهنما
  12. فلسفه‌ی خودت