تعریف کردن خاطره و ماجرای کوتاه (Storytelling in Conversation)
«How was your day?» رو به یه جواب واقعی تبدیل کن: گذشتهی ساده، First / Then / After that / In the end، و یه مکالمهی کامل که همهی چیزهای این دوره توش هست.
گذشته: -ed، اون چند تا بیقاعده، و کار «did»
بیشتر فعلها فقط -ed میگیرن: worked، asked، waited. یه گروه کوچیک شکلشون عوض میشه و باید حفظشون کنی: go→went، have→had، see→saw، get→got، take→took، say→said، buy→bought. و قانونی که از همه بیشتر شکسته میشه: بعد از did یا didn't، فعل برمیگرده به شکل سادهش، چون گذشته رو خود «did» داره حمل میکنه.
- I went to the bank and waited for an hour.
- Did you see the email? — No, I didn't see it.
- Did you saw the email? / I didn't went.
- worked میشه «workt»، played میشه «playd»، wanted میشه «WANT-id»
خودت رو امتحان کن
دو تا دوست دارن دربارهی دیشب حرف میزنن. شکل درست فعل رو انتخاب کن.
A: Did you ____ the film last night? B: Yeah, it was great.
جواب رو ببین
see
شکلش
هر ماجرای کوتاه سه تیکهست
زمینه: کِی و کجا، یه خط. چی شد: دو سه خط کوتاه که با First و Then و After that به هم وصل شدن. آخرش: چطور تموم شد و چه حسی داشتی. بعد تموم کن. ماجرایی که با «and… and… and…» کِش میاد شنونده رو گم میکنه، و این آخرشه که بهش میگه کِی واکنش نشون بده.
«This morning I was late for work. First my alarm didn't go off, then I missed the bus. After that I just gave up and walked. In the end I got there twenty minutes late, and nobody even noticed.»
کلمههایی که ماجرا رو به هم وصل میکنن
- First… شروعش میکنه. «First I went to the bank.»
- Then… / After that… جلو میبرنش. هر دوش رو استفاده کن تا یه کلمه رو پنج بار تکرار نکنی.
- so نتیجه میده، but غافلگیری: «It was closed, so I walked back.» «I was late, but nobody noticed.»
- In the end / Finally به شنونده میگه ماجرا داره میشینه، و این علامت واکنش نشون دادنشه.
- حواست باشه: in the end یعنی آخرش چی شد. at the end یعنی جا یا نقطهی پایان یه چیز: «at the end of the film»، «at the end of the street».
خودت رو امتحان کن
یه دوست میپرسه امروز صبح چیکار کردی. اولین کار رو بگو، با «First» شروع کن.
جواب رو ببین
First I went to the bank
درسته. «First» ترتیب رو باز میکنه، و «go» تو گذشته میشه «went».
Omid: Hey, how was your day?
Sara: Honestly? A bit of a disaster.
Omid: Oh no, what happened?
Sara: Well, first my alarm didn't go off. Then I missed the bus, so I took a taxi.
Omid: On a Monday morning? That must have been expensive.
Sara: Tell me about it. And after all that, the meeting was cancelled.
Omid: You're joking. So you got up early for nothing?
Sara: In the end, yes. But at least I got a quiet morning.امید میپرسه روزت چطور بود. سارا میگه راستش؟ یه کم فاجعه بود. بعد تعریف میکنه: اول ساعتش زنگ نزد، بعد اتوبوس رو از دست داد پس تاکسی گرفت، و بعد از همهی اینها جلسه کنسل شد. امید هم بعد از تقریباً هر خط واکنش نشون میده. سارا هیچجا جملهی طولانی نمیسازه.«Tell me about it» از درس ۱ برگشته: یعنی «آره بابا، منم همینطور»، نه «برام توضیح بده».
In the end, I just took a taxi.
آخرش دیدم فایده نداره، یه تاکسی گرفتم.
- In the end آخرش، بعد از همهی اتفاقها (نه «at the end»)
- just فقط، همین؛ تصمیم رو نرم میکنه
- took گذشتهی «take»؛ تاکسی و اتوبوس و مترو رو take میکنی
- a taxi تاکسی
You'll never guess what happened. /jul ˈnɛvər ˈɡɛs wʌt ˈhæpənd/
حالا نمیدونی چی شد! (شروعی که قول یه چیز غافلگیرکننده میده)
You'll never guess what happened on the way home. — What?
خودت رو امتحان کن
هر جمله تو ماجرا جاش کجاست؟
- You'll never guess what happened.
- So, this morning…
- Then the bus broke down.
- After that, I just walked.
- In the end, I got there late.
- Anyway, that was my day.
جواب رو ببین
شروعش: You'll never guess what happened., So, this morning…
جلو بردنش: Then the bus broke down., After that, I just walked.
تموم کردنش: In the end, I got there late., Anyway, that was my day.
کل دوره تو یه مکالمه
- ۱ · شروعش کن (درس ۱)
«Hey, how's it going?» — «Pretty good, thanks. You?» کوتاه، مثبت، سؤال هم برگشت.
- ۲ · یه سؤال واقعی بپرس (درسهای ۱ و ۳)
«How was your weekend?» بعد واکنش، تکرار، سؤال: «Oh really? How was it?»
- ۳ · ماجرات رو تعریف کن (همین درس)
زمینه، بعد First / Then / After that، بعد In the end. جملهها رو کوتاه نگه دار.
- ۴ · از پس گیر کردن بربیا (درس ۱۰)
یه چیزی رو نگرفتی؟ «Sorry, could you say that again?» یا «What does that mean?» فقط سر تکون نده.
- ۵ · چیزی که لازم داری رو بخواه (درس ۷)
«I was wondering if you could send me that link.» سؤال، نه دستور.
- ۶ · تمومش کن
«Anyway, I should get going. Good to see you!» جملهی «I should get going» راه استاندارد و دوستانهی تموم کردن گپه، بدون اینکه بیحوصله به نظر بیای.
خودت رو امتحان کن
تام از نگار میپرسه «How was your weekend?» نگار آخر هفته اسبابکشی کرده و لهست. کدوم جواب بیشترین کار رو میکنه؟
- Exhausting, honestly. I moved flat on Saturday. How about you?
- Fine.
- It was good, thanks.
- I was moving my home in the weekend and I am very tired and it was a very difficult two days for me and my brother.
جواب رو ببین
Exhausting, honestly. I moved flat on Saturday. How about you?
آره. یه حس صادقانه، یه جزئیات مشخص که بتونه ازش بپرسه، و سؤال هم برگشت. کل دوره تو یه خط.
مرور درس
- گذشتهی ساده: بیشتر فعلها -ed میگیرن، یه گروه کوچیک عوض میشن (went، saw، took، had). بعد از «did» شکل ساده: «Did you see it?»
- یه ماجرای کوتاه سه تیکهست: زمینه، چی شد، آخرش چی شد.
- با First، Then، After that، so، but، In the end به هم وصلش کن.
- «In the end» یعنی آخرش چی شد؛ «at the end» یعنی جا یا نقطهی پایان یه چیز.
- کل دوره تو یه گپ: سلام، یه سؤال واقعی، واکنش، تعریف ماجرا، خواستن چیزی که لازم داری، و بعد «I should get going.»